دختر صورتی

تعطیل شد

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٦ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ توسط رکسانا نظرات ()

سلام خوبین امروز براتون یک اهنگ کره ایی خیلی خیلی قشنگ واسه دانلود گذاشتم من که از این اهنگ خیلی خوشم میاد.

برای دانلود روی عکس خوشگل زیر که از روبی هست کلیک کنید چون بازیگر مورد علاقه من در فیلمهای فعلی و کره ایی فارسی ١ است کلیک کنید.

خوب بعد از دانلود نظر یادتون نره ها.چشمک

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٩ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ توسط رکسانا نظرات ()

سلام خوبین امروز دختر صورتی براتون از یکی از بازیگرهای مورد علاقش عکس گذاشته خوب اون بهناز جعفریه تازه به زودی براتون امضا این بازیگر هم میذارم میرم ازش امضا بگیرم بله عاشقشم.

بفرمایید برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطالب بروید.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱٦ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط رکسانا نظرات ()

سلام خوبین امروز براتون عکسهای کارتون بامزه و جذاب خانواده اسپاگتی و ٢ تا عکس کوچولو از رقاصهای اسمانی گذاشتم راستی یک خبر بد فرشته ها مهربون تموم شد. خوب برای دیدن عکسهای خانواده اسپاگتی به ادامه مراجعه کنید اگه خواستید یک نظر سنجی میذاریم از هر شخصیت خانواده اسپاگتی خوشتون میاد برام نظر بذارین وبگین از کدوم خوشتون میاد یا برام ایمیل کنید چون من در حال حاضر بلد نیستم نظر سنجی در وبلاگم بذارم.خوب برین ادامه.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٥ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ توسط رکسانا نظرات ()

سلام امروز مجموعه عکسهای کارتون فرشته های مهربون رو گذاشتم که توی gem classic پخش میشه.

برای دیدن بقیه عکسها به ادمه مطالب مراجعه کنید.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۸ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط رکسانا نظرات ()

شعری از پروین اعتصامی به صورت داستان

بلبلی که خیلی از جلوه گلها خوش حال و شاداب شده بود باشادی به طرف دشت حرکت میکرد فصل بهار بود اورقص کنان میپرید واز خوش حالی در پوست خود نمیگنجید رفت ورفت تا به پای یک در خت رسید که مورچه ای در انجا بود با خنده گفت ای بیخبر چه قدر بد فکر میکنی الان وقت نشاط هستش نه اینکه کار کنی نه این که غم داشته باشی اه نمیخواد غذا ذخیره کنی مورچه جواب داد کهتوغافلی ای عاشق بی صبر وتاب وقتی بهار تموم بشه زمستون وسرمایش میرسند توهم عین من یک خانه بساز و اذوقه جمع کن توهمش به حرف تکیه کردی وتلاش نمیکنی من به کار تکیه کردم وتاشم را میکنم بله بهار تمام شد وزمستان شروع شد سرما همه جارا فرا گرفت گلها ریختند و چمنها هم زرد شدند وقتی بلبل دید که زمستان شده وهمه جا وغذادارند ناراحت شد چون هیچی جمع نکرده برای همین به پیش همان مورچه رفت وگفت در خانه من چیزی نیست دیگر جشن ومهمانی و سرور وشادی نیست هیچی غذا ندارم دیگه حوصله کار تواین سرمارو ندارم در خونم دیگه بسته است مورچه هم قبول کرد ویک کم از اذوقه هایش را به بلبل داد وبلبل از سال دیگر حسابی تلاش میکرد.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٥ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط رکسانا نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٧ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط رکسانا نظرات ()

سلام امروز ٧تا عکس از باربی گذاشتم این یکیش برای دیدن ۶ تای دیگه برین ادامه .ماچمژه


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٢ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط رکسانا نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس